| |
| چهارشنبه 21 شهریور ماه سال 1386 |
| گنه کردم گناهی پر ز لذت |
گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
گنه کردم چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
این شعر ازاولین شعر های فرغ فرخزاد هست.
که تو روزنامه ی محله شون چاپ میشه .
و پس از خوندن پدرش ! از خونه میندازدش بیرون !!
عاشق این حس فروغ ام رک و بی پرده صحبت می کنه
ساسان
|
|
| |
| دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386 |
| فیش داره |
نی نی که ازخواب پا میشه جیش داره...........
زنبور که روگل میشینه نیش داره...............
حاجی که از مکه میاد ریش داره........
شطرنج که بازی میکنی کیش داره ….........
این ریسیور رو پشت بوم دیش داره.....
چوپون که تو بیابونه میش داره........
این تلفن که می چتی اخره ماه فیش داره |
|
| |
| دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386 |
| محبت را |
نمی دانم محبت را
بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود
بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود
بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود
بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود
وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386 |
| قلب کوچیک من |
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:
خدای مهربون،
فکرای قشنگ،
قلب کوچیک من
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386 |
| تهران |
 راستی : من تهران زندگی می کنم !!
|
|
| |
| سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386 |
| راننده زن را چطور بشناسیم |
1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!
2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!
3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!
4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)
5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن
نارسیس
|
|
| |
| سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386 |
| از بالا نگاه کردن |
گابریل گارسیا مارکز:
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کند:و آن هنگامیست که بخواهد دست دیگری که بر زمین افتاده بگیرد تا اورا بلند کند
پریا
|
|
| |
| دوشنبه 12 شهریور ماه سال 1386 |
| معشوق من |
معشوق من
با ان تن برهنه بی شرم
بر ساقهای نیرومندش
چون مرگ ایستاد
خط های بی قرار مورب
اندامهای عاصی او را
در طرح استوارش
دنبال می کنند
معشوق من
گوئی زنسل های فراموش گشته است
گوئی که تاتاری
در انتهای چشمانش
پیوسته در کمین سواریست
گوئی که بربری
در برق پر طراوت دندانهایش
مجذوب خون گرم شکاریست
معشوق من
همچون طبیعت
مفهوم ناگزیر صریحی دارد
او با شکست من
قانون صادقانه قدرت را
تائید می کند
او وحشیانه ازاد است
مانند یک غریزه سالم
در عمق یک جزیره نا مسکون
او پاک می کند
با پاره های خیمه مجنون
ا زکفش خود غبار خیابان را
معشوق من
همچون خداوندی. در معبد نپال
گوئی از ابتدای وجودش
بیگانه بوده است
او مردیست
از قرون گذشته
یاداور اصالت زیبائی
او در فضای خود
چون بوی کودکی
پیوسته خاطرات معصومی را
بیدار می کند
او مثل یک سرود خوش عامیانه است
سر شار از خشونت و عریانی
او با خلوص دوست دارد
ذرات زندگی زا
ذرات خاک را
غمهای ادمی را
غمهای پاک را
ام با خلوص دوست دارد
یک کوچه باغ دهکده را
یک درخت را
.......
...
معشوق من انسان ساده ایست
انسان ساده ای که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون اخرین نشانه یک مذهب شگفت
(فروغ فرخزاد)
http://goldgirl.blogsky.com
|
|
| |
| یکشنبه 11 شهریور ماه سال 1386 |
| گل |
میدونی گل مریم نشانه چیه ؟پاکی ومهر
گل میخک :ستایش
ولاله:عشق
وگل کاکتوس : پایداری
وگل نرگس :غرور
وگل اقاقیا : عشق واقعی
وگل پامچال : وفاداری
وگل رزقرمز : احترام وتبریک ودوست داشتن
ورزصورتی: لطافت وتشکروستایش
وگل گلایل : صداقت وگل
آفتابگردان : غروووووووور
حالا:
چه گلی راتقدیم میکنی به من
که لیاقتم راداشته باشه؟؟؟
لطفا جواب اینو بگو
عسل
|
|
| |
| شنبه 10 شهریور ماه سال 1386 |
| سنگهای تخت جمشید |
در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست.
هیچکس سوار بر اسب نیست.
هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید.
هیچکس سر افکنده و شکست خورده نیست .
هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد .
از افتخارهای ایرانیان این است که هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است
در بین صدها پیکره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یک تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ،
ساسی
|
|
| |
| سه شنبه 6 شهریور ماه سال 1386 |
| می بنوش |
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش
این خرد خام به میخانه بر
تا می لعل اوردش خون به جوش
عفو الهی بکند کار خویش
مژده رحمت برساند سروش
حافظ
|
|
| |
| دوشنبه 5 شهریور ماه سال 1386 |
| یکی از بزرگان حکایت کند |
یکی از بزرگان حکایت کند
اگر یک نفر نیمه شب چت کند
و با فرد بیگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و یک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردی محبت کند
به افراد قبلی خیانت کند
و با بی خیالی جنایت کند
نه حدّ و حدودی رعایت کند
و اچ آی وی ِ خویش مثبت کند
و این قصه را پر حرارت کند
برای رفیقش روایت کند
چنانکه رفیقش حسادت کند
و او هم رود نیمه شب چت کند ----------
یعنی واقعا نشستی تا آخرشو خوندی؟ 
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 5 شهریور ماه سال 1386 |
| قانون ۱۰ نیوتن |
قانون ۱۰ نیوتن میگه :
در توالت منتظر جاذبه زمین نباش و زور بزن !
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 5 شهریور ماه سال 1386 |
| بی بهانه گریه کردن |
خدایا چه سخت است بی بهانه گریه کردن
به ظاهر خندیدن
وبه دروغ فریاد زدن
که زندگی شیرین است 
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 5 شهریور ماه سال 1386 |
| بهترین باش! |
بهترین دوست اگه نیستی،
لااقل بهترین دشمن باش،
غمخوارم اگه نیستی،
لااقل بزرگترین غمم باش،
هرچه هستی بهترین باش،
چون بهترین ها همیشه در خاطر می مانند،
پس در خاطرات بدم بهترین باش
عسل
|
|
| |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 |
| زندانی |
|
|
دل وحشت زده در سینه من می لرزید
دست من ضربه به دیوار زندان کوبید
ای همسایه زندانی من
ضربه دست مرا پاسخ گوی
ضربه دست مرا پاسخ نیست
تا به کی باید تنها تنها
وندر این زندان زیست ؟؟؟
ضربه هر چند به دیوار فرو کوبیدم
پاسخی نشنیدم
سال ها رفت که من
کرده ام با غم تنهایی خو
دیگر از پاسخ خود نومیدم
راستی هان
چه صدایی آمد ؟
ضربه ای کوفت به دیواره زندان دستی ؟
ضربه می کوبد همسایه زندانی من
پاسخی می جوید
دیده را می بندم
در دل از وحشت تنهایی او می خندم
حمید مصدق
http://asare-shamloo.blogsky.com
ک م
| |
|
| |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 |
| چقدر عجیبه ...... |
که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره
تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه
تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمیگرده
تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد
و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه
ساسی
|
|
| |
| شنبه 3 شهریور ماه سال 1386 |
| دوست دارم |
میخوام روی بلندترین قله وایسم ..
با تمام وجود داد بزنم : عشق من دوست دارم !
ولی حسش نیس تا اون بالا برم !!!
عسل
|
|