| |
| شنبه 2 آبان ماه سال 1388 |
| راهی هست |
در هر بن بستی راهی هست.. هر گاه به بن بست رسیدی راه آسمان باز است پس پرواز بیاموز
|
|
| |
| سه شنبه 10 شهریور ماه سال 1388 |
| کارهای نیک |
ا1- به خاطر داشته باش که عشقهای
سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند. 2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده. 3- این سه میم را از همواره دنبال کن: * محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای 4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است. 5- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست
قواعد را فرابگیر. 6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده. 7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار. 8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران. 9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار. 10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است. 11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی. 12- زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است. 13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر. 14- دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است. 15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر
سر مهر باش. 16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای. 17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد. 18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای. 19- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.
|
|
| |
| سه شنبه 23 تیر ماه سال 1388 |
| دانشجو در ملل مختلف |

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند:
او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر
دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و
اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز
به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! اسرائیل:
بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و
کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر ا س ر
ا ئـ ى ل ) گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! کوبا:
او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور
باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا
دعا کند! پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید! اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد! انگلیس:
نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره
کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می
خوانند! ایران: عاشق تخم مرغ
است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی
نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال
می کند! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر
کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه
بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که
کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر
فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا
صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او
چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی
ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
http://rahabandar.blogsky.com
|
|
| |
| دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388 |
| دو تا عکس از هتل سان گیت در آنتالیا |


|
|
| |
| دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388 |
| رژ لب بزند ، |

اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد .
ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد
و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود !!!
"بالتیمور بیکن
شما بگین درسته؟ |
|
| |
| دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388 |
| دکترعلی شریعتی |

خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه
میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان
بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین
بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندااگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از
قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
"دکترعلی
شریعتی |
|
| |
| دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388 |
| اسب خرد از گنبد گردون بجهاند |

عکس بالا هتل یاد بود جنگ ایران و عراق است.
... آنکس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند آنکس نه نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند آنکس که نداند ونداند که نداند در جهل مرکب ابد و دهر بماند
درکشورما وضع چنین است بدانید
آنکس که بداند وبداند که بداند باید برود غازبه کنجی بچراند آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برودخویش به گوری بتپاند آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول کره خر
خویش براند آنکس که نداند و نداند که نداند برپست ریاست ابدالدهر بماند
 |
|
| |
| دوشنبه 6 آبان ماه سال 1387 |
| صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد |
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ورنه اندیشه این کار فراموشش باد
آنکه یک جرعه می از دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
شاه ترکان سخن مدعیان می شنود شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
گرچه از کبر سخن با من درویش نگفت جان فدای شکرین پسته خاموشش باد
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت لبم از بوسه ربایان برو دوشش باد
نرگس مست نوازش کن مردم دارش خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد
|
|
| |
| دوشنبه 6 آبان ماه سال 1387 |
| من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده عصمت بر |
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنیست به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوکه کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
 ایینه دیگه  |
|
| |
| دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387 |
| دوست دارم |

این جمله ی دوست دارم راستی عجب جمله ای ی .
دوست دارم .
|
|
| |
| دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387 |
| جالبه |

اینم جالبه ! |
|
| |
| دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387 |
| اهل دانشگاهم |

اهل دانشگاهم 
رشته ام علافیست
جیبهایم خالی
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبلهام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم
سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است
و مهندس بیکار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
ساناز
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| دوست داشتن از عشق برتر است |

دوست داشتن از عشق برتر است
عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی .
اما دوست داشتن
پیوندی خود آگاه از روی بصیرت روشن و زلال .
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد
و هرچه از غریزه آب بخورد بی ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع می کند
و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد
دوست داشتن همراه آن اوج می گیرد .
عشق در قالب دل ها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی می شود
و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد.
عسل
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| بیتربیت! |

روباهی به زاغی گفت: جوون، چه سری، چه دمی، عجب پایی؟
زاغ عصبانی شد و گفت: بیتربیت!
خجالت بکش.
اون موقع من کلاس پنجم بودم.
حالا شوهر دارم.
الهه |
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| مارا میرنجانند |

کسانی که مارا میرنجانند. عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند.
الهه جان
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| سکوت سرشار از سخنان ناگفته است |

دلتنگی های ادمی را باز ترانه ایی می خواند .
رویاهایش را اسمان زیر ستاره نادیده می گیرد .
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند .
سکوت سرشار از سخنان نگفته است .
از حرکات ناکرده .....
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتگی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است .
حقیقت من و تو .
( سکوت سرشار از سخنان ناگفته است عزیزم )
عسل
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| بهترین راه |

همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم ----------- پائولو کوئلیو
محمد رضا |
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| فردا چرا ؟ |

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟
عسل
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| چشمم چنین در انتظار است |

نمی دانم چه کردی با دل من
که این دل بی قرار بی قرار است
نمی دانم چه گفتی با نگاهت
که چشمم چنین در انتظار است
فقط یک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت دیدن آن روی ماهت
تپش های دل من بی شمار است
برای من فقط یک لحظه زیباست
و آن هم لحظه دیدار یار است
گر چه با تردید و ترس، همراست
ولی هما نند بهار است 
عسل
|
|
| |
| یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 |
| قو |

کاش ما آدما شبیه قو بودیم که وقتی جفتمون می میره اونقدر فریاد می زدیم تا بمیریم.ولی حیف که ما آدما وقتی جفتمون می میره فریاد می زنیم که نکنه از تنهایی بمبریم
عسل
|
|
| |
| جمعه 5 بهمن ماه سال 1386 |
| دوست می دارم |

تو را به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست می دارم .
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم .
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود ، و برای خاطر نخستین گل ها ...
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم .
تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم ...
عسل |
|
| |
| جمعه 5 بهمن ماه سال 1386 |
| گریه |

کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.
و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن !
الهه |
|
| |
| جمعه 5 بهمن ماه سال 1386 |
| التماس به خدا |
التماس به خدا شجاعت است ،
اگر برآورده شد رحمت است،
اگر برآورده نشد حکمت است ،
التماس به خلق ذلت است ،
اگر برآورده شد منت است،
اگر برآورده نشد خفت است.
الهه
|
|
| |
| سه شنبه 18 دی ماه سال 1386 |
| پیروزی |

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنستکه بعداز هر زمین خوردنی برخیزی. (گاندی)
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 18 دی ماه سال 1386 |
| یا حسین |

حسین سلطان عشق است.
عباس ساقی عشق است.
زینب شاهد عشق است.
سجاد راوی عشق است.
کاروان عشق در حال آمدن است.
عاشقان ایام سوگواری سالار شهیدان تسلیت باد.
|
|
| |
| سه شنبه 18 دی ماه سال 1386 |
| مطمئن هستند |

اشکال دنیا اینست که:
جاهلان مطمئن هستند
و دانایان مردّد...
/ "برتراندراسل
محمد رضا
|
|
| |
| سه شنبه 18 دی ماه سال 1386 |
| مترسک |

خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونن.
ولی من دوستش دارم چون تنهایی رو درک میکنه.
عسل |
|
| |
| جمعه 14 دی ماه سال 1386 |
| عشق گلی است |

عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید !
عسل
|
|
| |
| جمعه 14 دی ماه سال 1386 |
| به همسرش |

گفت مردی به همسرش روزی...
من بمیرم چگونه خواهی زیست؟
گفت: از چند و چون آن بگذر..
تو بمیری برای من کافیست !
الهه
|
|
| |
| جمعه 14 دی ماه سال 1386 |
| اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ |

1- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد)
2- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد
3- مانتو ها تنگ تر،جوراب ها کوچیک تر،شلوارها کوتاه تر و روسری حذف می شد
4- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدنؤ
عسل
|
|
| |
| جمعه 14 دی ماه سال 1386 |
| 4 تا مریضی |

هرکسی تو را دوست داره 4 تا مریضی میگیره :
1- فراموشی
2 ...
3 ...
4 ...
آخ ببخشید 3 تای دیگه را فرموش کردم... ...
الهه
|
|
| |
| جمعه 14 دی ماه سال 1386 |
| بازی الاکلنگه |

دوست داشتن مثل بازی الاکلنگه میمونه، که عاشقتر خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره.... ...
الهه
|
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| کسی پیر نشد |

درشهر خرابان کسی پیر نشد ***
از خوردن آدمی زمین سیر نشد .......
گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم ***
از بس که جوان مرد کسی پیر نشد
الهه |
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت |

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دیگران بر تو نخواهند نوشت
---------
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
-----------
همه کس طالب یارند چه هشیارو چه مست
همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت
-----------
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
-----------
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت
---------
نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
--------
حافظ روز ازل گر بکف آری جامی
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
حافظ
|
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| توسط یک شیر |

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره میشود، شکست دهد
نارسیس |
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| عاشق میشن |

لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه
پریا
|
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| ارزش یک ثانیه |

ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده می داند
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده و
ارزش یک ثانیه را آنگه از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند
هر لحظه گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند دیرو .
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 |
| همدیگرو نمی بینند |

دو نفر که همدیگرو خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی تونستند از هم جدا باشند، با خوندن یک جمله معروف از هم جدا می شوند تا یکدیگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار دیگری، همدیگرو نمی بینند.
چون هر دو به صورت اتفاقی به جمله معروف ویلیام شکسپیر بر می خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده .
عسل
|
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| مذیت مذکر بودن |


۱ - دختر نیستید
2 - همیشه خودتون هستید(100 مدل آرایش نمی کنید)
3 - فقط شما می تونید رئیس جمهور بشید
4 - فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید
5 - برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید
6 - توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید
7 - در کمتر از 10 دقیقه می تونید دوش بگیرید
8 - هر جور که حال کنید لباس می پوشید
9 - در کمتر از 2 دقیقه لباس می پوشید و آماده می شید
10 - و مهمتر از همه اینکه شما هیچ وقت نمی ترشید
عسل
|
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| ناتوان ها را در بند می کنند |

نوزادی که به دنیا می آید و او را قنداق می کنند چه قدر شبیه آدمی است که می میرد و او را کفن می کنند...
گویی ما به هر دنیایی که وارد می شویم دست و پایمان را می بندند...
و این رسم آدم هاست که همیشه ناتوان ها را در بند می کنند 
الهه
|
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| مرد یخ فروش |

زندگی قصه مرد یخ فروشی است که ازاو پرسیدند:فروختی؟
گفت:نخریدند،تمام شد
پریا |
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| عقرب |
روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند .
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم 
عسل
|
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| ساده نیست |

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست
قلب تو پر بود از ماه وهزاران پنجره
ماه را از پشت یک دیوار دیدن ساده نیست
بوسه هایت دلنشین و خنده هایت دلفریب
طعم تلخ این جدایی را چشیدن ساده نیست
باز هم آمد بهار اما هوا افسرده است
آه از دست زمستان هم رهیدن ساده نیست
قلب من آتش گرفت از دوریت باران من
ازدل این آتش سوزان پریدن ساده نیست
عسل |
|
| |
| جمعه 23 آذر ماه سال 1386 |
| شادیهای کوچک |

بسیاری از مردم شادیهای کوچک را به امید خوشبختی بزرگتر از دست میدهند
پریا
|
|
| |
| چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386 |
| این چیه؟! |



|
|
| |
| چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386 |
| چطوره؟ |







|
|
| |
| دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386 |
| زیبا! |
 |
|
| |
| دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386 |
| کارناوال |

|
|
| |
| دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386 |
| عشق |

|
|
| |
| دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386 |
| عشق |

|
|
| |
| دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386 |
| جالبه |

|
|
| |
| جمعه 16 آذر ماه سال 1386 |
| تهران |
چه هوایی تو تهران
تهران دوستت دارم 
ساسان
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| عشقها |
بعضی عشقها مثل حضرت نوح اند.
فقط از ترس طوفان میان طرف تو _
بعضی عشقها مثل حضرت آدم اند.
فقط خاصیتشون اینه که اولینه _
بعضی عشقها مثل حضرت ابراهیم اند.
باید توشون همه چیتو قربانی کنی _
بعضی عقشها مثل حضرت مسیح اند.
آخرش آدم رو به صلیب می کشند _
بعضی عشقها مثل حضرت موسا اند.
یه خورده که دور بشی جات رو یه گوساله پر می کنه
پریا
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| کامل بودن |
کامل بودن را برای بقیه میگذارم.
من اگر همان باشم که هستم، بهترینم.
پریا |
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| خاطره پریدن |
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.
لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.
پرهایش را بزن...
خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .
پریا
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| روزی لپ یار کردم بوس؛ |
روزی لپ یار کردم بوس؛
گفت هم بی ادبی هم لوس؛
گفتم گناهم چیست که کردم بوسی؛
گفت لب رو ول کردی لپ رو می بوسی !!!
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| همیشه تنهای تنهاست |
یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !
اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه
اما اونی که محبت می کنه
همیشه تنهای تنهاست .
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| خوش به حال آسمون |
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه...
می باره و می باره و...
اینقدر می باره تا آبی شه...
آفتابی شه...!!!
کاش...
کاش می شد مثل آسمون بود...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده.
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| چه سکوتی !! |
تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد ... ..... ناپلئون
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| محبت کنید |
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید . کورش کبیر
ساسی |
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| دل به دریا ی محبت بزن و بخشش کن |
کس دوست ندارد گل تشویش بروید به گلستان کسی.
مگر آن کس که دلش محکمه ای است.
دل ما محکمه ای است که به ما می گوید
همه را دوست بدار
به همه خوبی کن
و اگر بد دیدی
دل به دریا ی محبت بزن و بخشش کن
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| با بوسه شکوفا میشود |
عشق با لبخند شروع میشود.
با بوسه شکوفا میشود.
با گریه رشد میکند
و با جدایی تمام میشود.
عسل
شاید هم جاودانه می شود.
ساسان
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| عشق |
عشق امانت با ارزشیه که هر کسی تو قلبش میزاره برایه همینه که هر وقت بخوای عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبش را بشکنی
عسل
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| عشق یعنی |
"عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید
اما از درون احساس گرما کنید
چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن
الهه

|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| وجود تو |
"اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر وجود توست - هرمان هسه
الهه
|
|
| |
| سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 |
| مردهای مجرد |
مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر میکنند اما مردهای متاهل بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ میکنند 
الهه |
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| به چه |
از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است.
پریا
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| عاشقند |
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشقند
پریا |
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| هلن کلر می گوید: |
'’ هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم
پریا
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| همیشه حقیقت عــــریان و زشت است |
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری باهم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ،
حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد .
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .
دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او راپوشید و رفت .
از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .
عسل
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| سوزو نوایی نکنیم |
یادمان باشد اگر شاخه گلی چیدیم وقت پرپر شدنش سوزو نوایی نکنیم
یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد ازامروزخطایی نکنیم.
گرچه درخود شکستیم صدایی نکنیم
نارسیس
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| شما خدا هستید؟ |
کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید .او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش .کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبت دارید.
نارسیس
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| حلقه عشق از طلاست |
اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست ...
بی وفا یادی هم از ما بکن
عسل
|
|
| |
| چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 |
| اگه گفتی؟؟ |
به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟؟
میگن...بیــــوه
الهه
|
|
| |
| جمعه 18 آبان ماه سال 1386 |
| پروانه من |
پروانه من در دامی افتاده که عنکبوتش سیر است نه میتواند پرواز کند و نه بمیرد
پریا
|
|
| |
| جمعه 18 آبان ماه سال 1386 |
| طعم وابستگی |
کسی معنی دلتنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد
پریا
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| کاش می شد |
کاش می شد
این مردم
دانه های دلشان
پیدا بود
سهراب سپهری
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| بارون نباش |
بارون نباش که با التماس خودتو به شیشه بکوبی
ابر باش که همه منت باریدن تو رو بکشن
عسل |
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| اجازه هست خیال کنم |
* تا آخرش مال منی
* خیال کنم دل منو
* با رفتنت نمی شکنی
* اجازه هست خیال کنم
* بازم میای می بینمت
* با اون چشمای مهربون
* دوباره چشمک می زنی
* طپش طپش با چشمکت
* غزل بگم برای تو
* با اتکا به عشق تو
*غزل بگم برای تو
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| از کودکان یاد بگیریم |
کاش می شد سه چیز را از کودکان یاد بگیریم:
بی دلیل شاد بودن و پای کوبیدن*
همیشه سرگرم کار بودن و بیهوده ننشستن*
حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فریاد زدن
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| یه کلبه میسازم |
اگه این روزا حس کردی توی قلبت به جای صدای تاپ تاپ، صدای ارّه و تیشه میاد نترس!
مریض نشدی، من دارم توی دلت واسه خودم یه کلبه میسازم
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| نگاه سرد |
ضرب المثل چینی: «برنج سرد را میتوان خورد، چای سرد را میتوان نوشید، اما
نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد
پریا
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| ویکتور هوگو |
ژ نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد .
ویکتور هوگو
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| چقدر سخت است |
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386 |
| دنباله ۳ چیز ندویی |
یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی :
1ـ اتوبوس ۲
ـ مترو
۳ ـ دختر .
حالا چرا؟
چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد 
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| عید فطر مبارک |

|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| گل رز |
میلیون
میلیون
میلیون
گل رز ... :دی
چقدر این آهنگ فرزانه قشنگه 
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| ارزش دوست داشتن |
چقدر خوبه ادم یکی را دوست داشته باشه
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره
نه به خاطر اینکه تنهاست
و نه از روی اجبار
بلکه به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| چشم مرد، |
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!"
دوریس دی
نازنین |
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| با خیلی از زنها می توان خوابید |
با خیلی از زنها می توان خوابید ولی تعداد کمی از زنها هستند که می توان با آنها بیدار ماند" .
برتراند راسل
نازنین
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| فیثاغورث |
طلا را به وسیله آتش......
زن را به وسیله طلا ........
و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.
فیثاغورث
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| گفته ای زیبا از امیر مومنان : |
گریه نکردن از سختی دل است.
سختی دل از گناه زیاد است.
گناه زیاد از آرزوهای زیاد است.
آرزوهای زیاد از فراموشی مرگ است.
فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست.
محبت به مال دنیا سرآغاز تمام خطاهاست
نازنین |
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی |
حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی
برای رفتنت عجب شتاب میکنی
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پک و ماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من
دوباره دوست انتخاب می کنی
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| شیوه مدرن!!! |
شیوه مدرن!!! زاغکی روی درختی نشسته بود و چیز برگر می خورد !
روبهی آمد و گفت : ایول ، چه بالی ، چه دمی ، عجب تریپ سیاه خفنی ، مشکی رنگ عشقه ، یک آواز بخوان حال کنیم !
زاغک ساندویچش را زد زیر بغلش و گفت : برو بچه من خودم کلاس پنجمم
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| پیداست هنوز شقایق نشدی |
پیداست هنوز شقایق نشدی ...
زندانی زندان دقایق نشدی ...
وقتی که مرا از دل خود می رانی ...
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...
زرد است که لبریز حقایق شده است ...
تلخ است که با درد موافق شده است ...
شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی ...
پاییز بهاریست که عاشق شده است
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن |
به همسرت نیکی کن .
اگر همسر نداری به دوست دخترت نیکی کن .
اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن .
اگر پیدا نکردی تلاش کن .
اگر تلاشت نتیجه نداد خاک بر سرت کنن بی عرضه بی خاصیت
عسل
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
| یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنی |
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم...
یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم...
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم...
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
عسل
|
|
| |
| جمعه 6 مهر ماه سال 1386 |
| عشق یک نوع مرضی است |
عشق یک نوع مرضی است که میکروب آن
از طریق چشم ، وارد قلب می شود .
مرض عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس دارد .
اول شیرین ، بعد دوست داشتنی ،
سپس تکراری و خسته کننده
و در آخر دور انداختنی
عسل
|
|
| |
| جمعه 6 مهر ماه سال 1386 |
| اسراف محبت |
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دکتر علی شریعتی
عسل
|
|